|
سطرهای سپید
سطرهای دفتر مرا مو به مو حساب کن
|
[ شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۳٤ ب.ظ ] [ رژانو صفریان ]
[ نظرات () ]
[ شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٧ ق.ظ ] [ رژانو صفریان ]
[ نظرات () ]
پیشاپیش سال نو به همه دوستان مبارک
[ پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٩:۱۱ ق.ظ ] [ رژانو صفریان ]
[ نظرات () ]
من یک فمینیست هستمضد مرد نیستم ، ضد قوانین مرد سالارانه هستم !ضد ضعیف بودن زن هستم !ضد خرافات و تفکر های متحجرانه و پوسیده هستم !ضد تضاد بین انسانها هستم ....و به خود افتخار می کنم !! [ یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٤:٠٩ ب.ظ ] [ رژانو صفریان ]
[ نظرات () ]
قسمت اول:باورم نمیشه اینقدر دور بودم...دور دور ..از فضایی که تنهادلخوشی لحظه های تنهایی من بود...
قسمت دوم:خجالت می کشم از ننوشتن از نخواندن از نگفتن و ....
قسمت سوم:آروومم از تنهایی...از نوشتن لحظه های روزانه زندگیم در یک دفتر خاطرات قرمز رنگ...لحظه های غم و شادی..لحظه های دلخوشی های قشنگی که در انتظارش هستم..لحظه هایی که امیدوارشدم ،ناامید شدم،اشک ریختم،خندیدم،اعتماد کردم ،دوست داشتم،متنفر شدم و .....چقدر سبک شدم...
قسمت چهارم:زندگی بازی عجیبیه!!یه روز شادی و یه روز غمگین...یه روز از خدا تشکر می کنی که نعمت بودن در این زندگی رو بهت عطا کرد و یه روز در حسرت یک لحظه مرگ....
قسمت پنجم:خاطرات قدیمی و قشنگ گذشته توی ذهنم مرور میشه..دلم تنگه ...برای کوچه بن بستی که 21 سال زندگیم رو اونجا گذروندم و حالا فقط یادش مونده...مدام با خودم تکرار می کنم: توی این کوچه به دنیا اومدیم توی این کوچه داریم پامیگیریم یه روزم مثل پدربزرگ باید تو همین کوچه بن بست بمیریم...
قسمت ششم:انگار تمام زندگیم با هم قاطی شده ..انگار گذشته و آینده با هم یکی شده و انگار من مثل یک کلاف سردرگم وسط این کره خاکی مات و مبهوت موندم....یعنی چی؟
[ چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٤٥ ق.ظ ] [ رژانو صفریان ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |