سطرهای سپید
سطرهای دفتر مرا مو به مو حساب کن
قالب وبلاگ

خداوندا در این سالی که در پیش است

نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ایی،لیکن

در آغاز طلوع روشن سالی که می آید

کمک کن تا رها سازم ز خود

 من کوله بار یک هزار و سیصد و افسوس

 هزار و سیصد و اندوه

خدایا مهربانم کن

تو چشمان مرا با نور خود بگشا

تو لبخند رضایت را عطایم کن

بفهمان زندگی زیباست

خداوندا!تو راه سبز ایمان را نشانم ده

تو نیکی پیشه ام فرما

که راه حق صبورانه بپیمایم

و هرگز من نباشم از زیانکاران

 رفیقا!مهربانا!عاشقم فرما

مرا در شط پر مهر گذشتت،شستشویم ده

تو پاکم کن،قرارم ده

کریما!دست های گرم و لبخندی،عطایم کن

تو ای نزدیک تر از من به من

اینک مرا دریاب ،پناهم ده

عزیزا!پاسدار حرم هر لحظه ام فرما

تو ذکرت را عطایم کن

که با یادت دلم آرامشی یابد

 حبیبا!قدردان خوبی ام فرما

 تو گرداننده دل ها و چشمانم

 تو ای تدبیر بر هر روز و هر شامم

تو چرخاننده احوال این دنیا

 بگردان حال من را سوی آن حالی که می دانی

تو آرامش عطایم کن

تو ای آموزگار خوبی ها

 تو راه مهرورزی را نشانم ده

بگیر این دست تنهای مرا در دست پر مهرت

 طبیبا!ای که نامت مرهم دردم

شفایی مرحمت فرما

 تو را می خوانمت اینک

 اجابت کن مرا ای منتهای رهجویان

 تو بر مبنای این هستی

 رضا بودن عطایم کن

که من همراه هر سختی بجویم گوهر زیبا و پنهان گشایش را

خدایا!مزه پاک عطش را بر لبانم تشنه ام بنشان

بنوشان جرعه ایی از آن طهور ناب روحانی

مرا مست می جام حضورت کن

برای محو تاریکی ،بسوزان جهل من را

 شعله ام گردان

 مرا در این سیه سودا ،و در این سرمای پر سوز سکوت

سایه های سرد ،یاری کن

و با تدبیر پر مهرت

سحرگاهان سروش سبز سیمای سعادت ساز ساقی هدیه ام فرما

خداوندا !

نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما

برای مردمان خوب این وادی

 عطا فرما

 هزار امید هزار و سیصد آگاهی

هزار و سیصد و هشتاد بهروزی

هزار و سیصد و هشتاد و هفت لبخند زیبا را  

     

   «سال نو بر همگی دوستان مبارک »

[ دوشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٦ ] [ ٩:٠٥ ‎ق.ظ ] [ رژانو صفریان ] [ نظرات () ]

 می نوازم آرام

با سه تار شکسته نا کوک

خاطرات یک عشق نا فرجام

و اشک های بیچاره آن مرد

در چرخش چشمان رویایی  من

می نوازم از غم

از تمام رویاهای خیس من

می خواهم از دل بگویم با تو

اگر جایی پیدا شود من هم

نه نپرس دردی که در سینه ام دارم

تنها این ساز غمگین مرا بشنو

گاه آرزو می کنم

 ای کاش

در پس لب های همیشه خاموش من

طعم گاه  و بیگاه یک لبخند

بر روی لبانم نقش می بست

اما افسوس

می نوازم از او

ازدردهای بی شمارش

،از عشق

من در پشت نگاه همیشه منتظرت لانه کرده ام

می بینی؟

این نگاه همیشه منتظر من است

 دنبال تو

مهربانم

نگاه کن چگونه آب می شوم

نگاه کن چگونه می بارم

 چگونه می گویم از تو

ای همیشه دوست داشتن

و ای دوست داشتن همیشگی ام.

 قلبم را با ترانه های مقدست آشنا کن

سازم را با سازهای زیبایت زیباتر کن

دلم را با نگاه آسمانی ات از حیرانی برهان

.بی تو ماندنم بسی سخت است.

سخت تر از هر سختی

 اندوهبار تر از هر اندوه.

شگفت تر از هر شگفتی

 ملالی در من است که که سینه ام را می فشرد

.ابرهای اندوهم را می باراند

. فضای احساسم را خیس می کند

 مرا در خود می برد.

خودم را از من می گیرد

مثل ناتوانی کودکانه ای، مرا از هر چیز وامی دارد.

می شوم مثل آن که نیستم.

 مثل آن که توان بودن ندارم و مرا ازمن گرفته اند

و گویی اندوهانی سخت بر شانه هایم نهاده اند.

 اندو هانی سخت که نابرد باری من، از تحمل آنها عاجز است.

 گفته بودم تو می ساز که من می سوزم.

اندوها ، که از من خاکستری بیش نمانده است .

باد مرا ، خاکستر مرا ، می پراکند

  به این سو و آن سو می برد

تو هیچ نگو تنها

با سه تارت مرا بنواز  

[ پنجشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٦ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ] [ رژانو صفریان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سطر سطر دفترم جای ردپای توست
صفحات اختصاصی
امکانات وب

فروش بک لینک