سطرهای سپید
سطرهای دفتر مرا مو به مو حساب کن
قالب وبلاگ

من و تو کنون در پگاه سیری
در پگاه سردی
بذرها را چه کنیم
بذرها تشنه فرداها
طعمه طوفانها
بذرها میوه تابستانها
بذرها بندی انبان نوید
بذرهایی که به دامن کردیم
با دو دست امید
به که بسپاریم هنگام گذر

طاهره صفارزاده

 

 

پ.ن١:ببخشید مدتی نبودم...بگذارید پای درس و دانشگاه

پ.ن٢:نمایشگاه هم قسمت نشد برم...ایشالا سال بعد

پ.ن٣:حتما در این مسابقه رضا سیرجانی شرکت کنید!معرکه است.

[ پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ٩:٥٧ ‎ب.ظ ] [ رژانو صفریان ] [ نظرات () ]

 

شبیه بندر سردی که در تلاطم بود
همیشه در پس تردیدهای خود گم بود

تمام اسکله را چشم او قدم می زد
تمام اسکله را با تمام مردم بود


 به داس ماه پریشان نگاه تلخی کرد
هوا ، هوای گناه و هوای گندم بود

چهار فصل خدا را خزان درو می کرد
درانتظار نفسهای فصل پنجم بود

و فکر کرد به ماهی شدن به دریا ، موج
به غوطه ای که ندانست بار چندم بود

- سلام حضرت دریا، سلام حضرت موج!
سلام های لبالب که بی علیکم بود

و موج مصرع آخر دهان او را بست
دهان شاعر لالی که در تکلّم بود!

 

فرهاد صفریان


[ پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ] [ رژانو صفریان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سطر سطر دفترم جای ردپای توست
صفحات اختصاصی
امکانات وب

فروش بک لینک