سطرهای سپید
سطرهای دفتر مرا مو به مو حساب کن
قالب وبلاگ

چه سخت می رود این روزهای تکراری
برای پلک زدن هم نداری اصراری
نفس نفس زدنت، قطره های اشک سرُم
چه رنج بیشتر از این که باز بشماری
خدا نکرده دمت گر به بازدم نرسد؟!!!
مبادا اینکه شود اشکهای من جاری
طلوع چشم تو قبل از طلوع خورشید است
به آسمان خبر از صبح تازه می آری
غروب می شود و با دو چشم روشن خود
به روی پیرهن شب ستاره می کاری
دو تا بلوز هنرمندی خداوند است
 درنگ چشم تو ما بین خواب و بیداری
فرشته ها به تماشای چشمت آمده اند
اگر اجازه دهی و اگر که بگذاری
سرک کشند آنی زپشت پرده ی ابر
که چشماشان روشن شود به دیداری !
نه پلک می زنی و ... خیره مانده چشمانت
از آسمان نفس چشم بر نمی داری
گمان کنم که دو چشمت نماز می خوانند
و اقتدار به تو کردند جهان بسیاری
ز دوستان شهیدت که خوب می دانند
تو در بهشت قدیمی ترین سپیداری
 چه می شود که مرا بی خیال برگشتن
به آسمان، به افق های دور بسپاری

 

منیره درخشنده 

 

 

 

 

 

[ دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ٦:٢٩ ‎ب.ظ ] [ رژانو صفریان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سطر سطر دفترم جای ردپای توست
صفحات اختصاصی
امکانات وب

فروش بک لینک