سطرهای سپید
سطرهای دفتر مرا مو به مو حساب کن
قالب وبلاگ

دلم می خواهد که همسایه فرشته ها باشم.

دلم می خواهد هاله ای از نگاه سرشار از لطف و مهربانیت دور خود بکشم.

بوی گل های یاس سجاده را حس کنم و سجده بر گل های محمدی بزنم.

دستانم را دراز کنم و خوشه معرفت را بچینم .

توی نمازم برای غنچه رزی که هنوز باز نشده در حال پژمرده شدن است دعا کنم و تمام تسبیح هایی که با آنها ذکر تو را گفته ام به تو تقدیم کنم.

و بعد دست در دست فرشته ها به سوی معراج پرواز کنیم.

خداوندا!من لبریز از نیازم و تو لبریز نازی.

تو خدایی و من بنده تو ،پس بارانی از مهربانیت بر قلب من فرو ریز و بگذار رنگین کمان لطف و توجه تو سجاده ام را رنگین کند .

                                                                        

                                 

                                                          

                                                               

دیگر منتظرت نخواهم ماند

آخر انتظار هم بی تو انتظار نمی شود

تقدیم به پانتی عزیزم به پاس همه مهربانی هایش

مرا بپيچ در انتگرالي از تو تا تو

تو

با قضيه ايي ساده و سخت حل مي شوم در تو

من و تو

من و تو شايد آن دو مجهوليم كه هندسه و حذف حلمان نمي كند

من با احتمال تو زنده ام

حتي اگر پيشامد غير ممكني

ضريب تغيرات بي واحد من

شايد من و تو آن دو قانون جمع و ضربيم

كه هر دويمان يكي مي شود

مرا بپيچ در انتگرالي از تو تا تو

تو

با سرعت گريز

با نوتروني از عشق

سبك تر از آن من سنگين و سرد

گرم بفشار

برآيند تمام نيروهاي جازبه

در نوسان است

ميان سينه ات

 

تقدیم به گلبرگ عزیزم

هر کجا سبز و رنگین و زیباست

آسمانش آبی ست

پنده هایش شادند

مردمانش با صفایند

پس بذر محبت ورآنجا کاشته می شود

و نگار پر از مهر و محبتت سنبل زیبائیست

آیا نگاه من با نگاه سبزتو ریشه خواهد گرفت؟

آیا مرا با نگاهت اشنا خواهی کرد؟

فصل شکفتن و زیبائیست

یک گل عشق شکوفا می شود

و این شکوفا شدن میرساند که من تو را دوست دارم

لحظه وصال و دوست داشتن به تو سرخ است

آیا مرا با سرخی وصالت پیوند خواهی داد ؟

آیا مرا با نگاهت آشنا خواهی کرد؟

پ.ن1:پانتی جونم این شعر رو به زبان ریاضی گفتم.آخرین شعری که گفتم این بود .اگر ایراد داره یا خوشت نیومد ببخشید دیگه.آخه خیلی وقته از فضای شعر گفتن دور شدم.

پ.ن2:گلی خانوم مهربونم این شعر اولین شعری بود که من گفتم .تقریبا دوم راهنمایی بودم .اگه زیاد مشکل داره ببخشید .دیگه مال خیلی وقته پیشه.نتونستم زیاد پیشرفت کنم.

پ.ن3:شاید تا مدتی طولانی نوشتن رو تعطیل کنم .از دوستانی که دوست دارند وبلاگ منو در این مدت اداره کنند می خوام که در قسمت کامنت تمایل خودشونو بنویسند تا من پسورد وبلاگمو بهشون بدم.

                      

[ جمعه ۱٦ آذر ۱۳۸٦ ] [ ۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ رژانو صفریان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سطر سطر دفترم جای ردپای توست
صفحات اختصاصی
امکانات وب

فروش بک لینک