سطرهای سپید
سطرهای دفتر مرا مو به مو حساب کن
قالب وبلاگ

 

تاج از فرق فلک برداشتن

 

تا ابد آن تاج بر سر داشتن

 

در بهشت آرزو ره یافتن

 

هر نفس شهدی به ساغر داشتن

 

بر تو ارزانی که ما را خوشتر است

 

لذت یک لحظه مادر داشتن

 

 

دوستان عزیزم سلام ..

خوشحالم که بعد مدت ها بازم می نوسم ..امروز بهانه ایی شد واسه آپ کردن من ...قرار بود تا بعد کنکور آپ نکنم ولی خوب روز مادر واسه من یکی که یه روز به خصوصه...چون مادر من یه فرشتس البته همه مادرا فرشته هستن ...هر وقت به این فکر می کنم که مامانم چه زحمتایی واسم کشیده فقط گریه می کنم ...نمی دونم چه طور می تونم زحمتاشو جبران کنم ...اونقدر خوب بوده که همیشه در برابر  خوبیاش کم آوردم ..کسی که همیشه سنگ صبورم بوده ..آغوش گرمش پناهی واسه بی کسیام...مادری که بعد رفتن بابام واسم هم مادر بود هم پدر...همیشه وقتی مهربونیاشو می بینم دلم می گیره ..نمی دونم چرا همچین حسی دارم ...وقتی میاد تو اتاقم میبینه درس می خونم خوشحال میشه...وقتی میشینه باهام دردل می کنه آرزو می کنم که ای کاش بتونم روزی همه این زحمتاشو جبران کنم ..وقتی مبینم گریه می کنه دنیا رو سرم خراب میشه...نه حوصله ی درس خوندن دارم نه چیزی..میشینم آرومش می کنم ...اما خودمم باهاش گریه می کنم ...مامان من تو زندگیش خیلی سختی یا دیده ...خیلی روزای دردناکی رو دیده ..یکیش مرگ بابام که هممونو شوکه کردو دومیش مرگ داداشم ..هنوزم وقتی میبینم مامانم هر پنج شنبه میره سر خاکشون دلم میگیره...نمی تونه نره...انگار یه وظیفه رو دوشش هست و باید انجامش بده ...به نظر من بعد خدا فقط باید به مادر سجده کرد و مادر رو پرستید ...واقعا مادر بهترین هدیه خداست ...اونقدر وابسته مامانم شدم که هر وقت واسه یه شب خونه یکی می مونم 10 بار باهاش تماس می گیرم...یه جوری میشم اگه صداشو نشنوم...خدایا اگه مادر اینقدر خوبه تو دیگه چقدر خوبی؟؟می خوام هر چی تو دلمه بریزم بیرون...می خوام امروز با مامان خودم حرف بزنم...بهش بگم تو همه این سالا که واسه بزرگ شدنم تلاش کردمن فقط مات اون بودم ...بعضی وقتا اونقدر به مامانم فکر می کردم که یهو دلم می خواست پاشم برم پیش مامانم بخوابم و همین کارو انجام می دادم..وقتی می بینم توی نمازاش چقدر واسم دعا می کنه به زندگیم امیدوار می شم...آخه مگه یه مادر چقدر می تونه خوب باشه...چقدر می تونه مهربون بمونه...چقدر می تونه صبور باشه..به قول شاعر که میگه :

ببین مهر مادر چه ها می کند                  صدها جفا دیده باز هم دعا می کند 

هنوز به یاد دارم که وقتی مریض می شم چه طوری مامانم مثل پروانه دورم می چرخه...آخه مادر یعنی چی؟؟؟مادر یعنی مهربانی...مادر یعنی فرشته..مادر یعنی عشق یعنی دوست داشتن ..مادر یعنی همه چیز ..مامان جونم ممنونم که در تمام لحظات زندگیم تنهام نذاشتی...ممنونم که از خطاهام گذشتی..ممنون که همیشه با مهربونیت عصبانیت منو فروکش کردی...منو ببخش اگه تو این مدت دختر خوبی نبودم ..اگه اذیتت کردم ...اگه بعضی مواقع ناراحتت کردم ..مامان به خاطر همه رنج هایی که تو زندگیت واسه ما بچه هات کشیدی ممنون..واقعا هیچی واسه ما کم نزاشتی..فقط می تونم بگم منو ببخش و برام دعا کن..بابت همه خوبیات مرسی مامانی.مامان جونم خیلی دوست دارم ...روزت مبارک

 

 

 

 

 

پ.ن۱:روز کنکورم نزدیکه.من موندم با هزار دل نگرانی از نتیجه کنکورم.با اینکه امسال همه تلاشمو کردم اما بازم نگرانم ..حتما واسم دعا کنید!

پ.ن٢:از دوستام ممنونم که تو این مدت به یادم بودن و اومدن سر زدن...!!!!

[ سه‌شنبه ٤ تیر ۱۳۸٧ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ رژانو صفریان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سطر سطر دفترم جای ردپای توست
صفحات اختصاصی
امکانات وب

فروش بک لینک