سطرهای سپید
سطرهای دفتر مرا مو به مو حساب کن
قالب وبلاگ

یک ماهی کوچک اسیر تنگ آبم

حتی اگر باران ببارد غرق خوابم

جایی کنار چشمه و دریا ندارم

کردند رود و چشمه و دریا جوابم

گاهی صدای برکه ها اینجا می آید

من جای فکر برکه در فکر سرابم

دیروز مرجان ها خبر دادند دریا

پرسیده از این حال و احوال خرابم

فردا همین فردا سفر خوا...نه چگونه؟

حالا که پابند تو و شعر و ...بخوابم-

یک ماهی کوچک کجا و عشق دریا

امشب چقدر امشب پر از حرف و حبابم

 

:* راضیه ایمانی *:

 

 

 

 

دیروز مسافری از غربت به سوی نا افق های جاده می رفت،چشمانش خسته اما امیدوار بود.به پشت سر نگریست:گذشته ایی مبهم با لحظاتی پر تکاپو و عبرت انگیز در جلوی چشمانش نقش بست.چشمان پرسش گرش به جلو خیره ماند،آینده ایی نا معلوم.آری حال زمانی بود که باید به جاده بی انتهای آینده سرازیر می شد .گفتم:کجا ای دل دریایی؟گفت :به سوی دیار خوبی ها.گفتم هر کجا که میروی چشمان گریان ما را هم با خود ببر.گفت:اندیشمندان چشم گریان توشه سفر نکنند.گفتم:پس چشمان ما کجا خواهد گریست؟گفت :بین مرز دل و عقل آنکه هیچ چاره ایی نیست،برای چشم و اشک جز آنکه به پای یار بریزد همین و بس.

گفتم:پس به جای آب و آئینه پشت مسافر روزها روبروی آینه خواهم گریست.

 

************

 

 

 

 

پ.ن1 :پیدا کردن یه شعر خیلی قشنگ و یه متن قشنگ از دفتر خاطراتی که مربوط به  5 سال قبل بود و با حال و روز این روزهای من عجین شده واقعا خوشحالم کرد.

 

پ.ن2 :برای دیدن وبلاگ شاعر شعر بالا می تونید اینجا رو کلیک کنید!

 

پ.ن3 :خدا دفتر جرم مرا روز جزا باز نکن،من به امید عطای تو خطاکار شدم.

[ یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٧ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ] [ رژانو صفریان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سطر سطر دفترم جای ردپای توست
صفحات اختصاصی
امکانات وب

فروش بک لینک