پرنده

پرنده بر شانه هاي انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت : اما من درخت نيستم . تو نمي تواني روي شانه من آشيانه بسازي پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدمها را خوب مي دانم اما گاهي پرنده ها و آدمها را اشتباه مي گيرم انسان خنديد و به نظرش اين خنده دارترين اشتباه ممکن بود پرنده گفت : راستي چرا پر زدن را کنار گذاشتي ؟ انسان منظور پرنده را نفهميد اما باز هم خنديد پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است . انسان ديگر نخنديد . انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد . چيزي که نمي دانست چيست . شايد يک آبي دور – يک اوج دوست داشتني پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را نيز مي شناسم که پر زدن از يادشان رفته است درست است که پرواز براي يک پرنده ضرورت است اما اگر تمرين نکند فراموش مي شود پرنده اين را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اينکه چشمش به يک آبي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد آنوقت رو به خدا کرد و گريست .

parande.jpg

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نساء

سلام عزيزم وبلاگت عين خودت بی نظيره تقديم به تو که بهترينی زباغ خاطرم هرگز نخواهی رفت ومن هرگز نخواهم داد نگاه گرم و مهربانت را به گل هايی که می رويندو مي خشکند بازم ميام سر می زنم

داداش رضا

سلام خدمت شما ممنون که به وبلاگ من سر زدی به روز شد ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است ای شمع آهسته بسوز که شب درازاست در این دنیا کسی محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

تنها

سلام بازگشت خودم و تورا تبریک میگم مطلبت رو خوندم امیدوارم تو لااقل بالهاتو یادت نره و هم چنین وبلاگتو بازم بما سر بزن موفق باشی

مطهره

سلام دختر گل ...بعد شونصد ماه تبعيد و درسيدن می بينم زدی تو گوش کنکورو حالا هم در خدمت رفقای قديم هستی..حتما يه رشته ی خوب قبولی ..شک نکن..

داداش رضا

سلام و خسته نباشيد خدمت شما زيبا بود مثل هميشه آره زندگيم همينه !ديگه چاره اي ندارم !صبح تا شب اين شده کارم يا تو باشي و بخندم يا نباشي و ببارم

داداش رضا

سلام وبلاگ ۱ ساله شد تبريک نميگی بد بيا

نساء

پانتی

سلام رژانوی عزيزمممممممممممممممممم چقدر خوشحالم که برگشتی. اميدوارم از اين به بعد ديگه هميشه بنويسی چقدر اين متنی که نوشتيزيبا و و در عين حال تاثر برانگيزه واقعا هم ما انسانها يه روزی در اون آبی بيکران در حال پرواز بوديم. يه روزی آسمونی بوديم! ولی چرا الان اينقدر حقير و زمينی شديم؟ چرا اينقدر پابند اين خاک زودگذر شديم؟ بگذريم..خيلی خوشحالم که دوباره ميبينمت!به خانواده خيلی سلام برسون. ميبوسمت

تکنوازنده گیتار شکسته

سلام سلام سلام بر شير دختر خطه زيبای کرمانشاهان خوبی گلم منم دلم برات تنگ شده خيلی خوشحالم کرد ی از اينکه دوباره می نويسی و مطمئن باش قبول می شی چون تا حالا از خدا هر چی خواستم بهم داده می دونم اينم بهم می ده ممنون که بيادمی منم بيادتم راستی بابت همه چی ممنون کنکور راحت دادی نفر اول می شی الهي از طرف برادرت عادل