ای کاش می شد با حرارت خورشید ریشه های بیگانگی و تردید را سوزاند.ای کاش می شد از قفس تنگ حسرت و اندوه به آسمان آبی آرزوها پر کشید و بر بالاترین قله ی ایثار و محبت آشیانه ساخت. ای کاش می شد با ریشه هایی از ایمان با شاخه هایی از اعتماد و یکدلی با برگ هایی از تقوا و گلبرگ هایی از صفا و صمیمیت با هر چشمه ای از عاطفه و مهر و محبت در میان بوستانی پر از گذشت و مهربانی و دور از همه ی غم ها زندگی کرد .                           <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 <?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" />

 

/ 1 نظر / 11 بازدید
mahan

سلام. ای کاش... مرسی که بهم سر زدی ممنون.بازم وبلاگم وببينی خوشحال می شم.فعلا